میخواهم برای چشمهات، ستاره قربانی کنم
برای شام مهتاب، شهر را چراغانی کنم
میخواهم میان دستهات، دستهام را نقاشی کنم
برای با تو بودن، عشقم را حکاکی کنم
میخواهم برای فردا، یک آسمان بسازیم
به نیت دلهامان، برای هم ببازیم
میخواهم صدای باران تو لحظه جان بگیره
شاید دلهای خسته با این آرام بگیره
میخواهم دوباره گم شم در فکر با تو بودن
چه رویای قشنگی، رویای با تو بودن
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت 13:52  توسط shima
|
گوش بسپار به صداي من
نگاه کن به چشم هاي من
باور کن عشق مرا
تکرار کن دوستت دارم را
بگير دستهاي سرد مرا
پناه بده با آغوش گرمت مرا
فکر کن به روياهاي من
تو نيز در آن پيدايي
به فاصله ها بنگر
ناتوان شدند از جدايي يادت
تنهايي را دوست بدار
چون هر دويمان تنهاييم مثل هم
بيا براي عشقمان دعا کنيم
تا جاودانه حکم فرما باشد بين ما
+ نوشته شده در شنبه دوم مهر 1390ساعت 13:40  توسط shima
|

چقدر حرف هست و من فقط سکوت میکنم
آمدنت را سکوت کردم.
داشتنت را سکوت کردم.
رفتنت را سکوت کردم.
انتظار بازگشتت را هم.....
حالا نوبت توست...
باید در سکوت به تماشا بنشینی
سوختنم را
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت 22:6  توسط shima
|
فرشته زميني ديوونتم ميبيني
نامه برات نوشتم رو برگاي گل ياس
چرا من اينجا موندم اما دل تو اونجاس
فرشته زميني ديوونتم ميبيني
نامه برات نوشتم رو گلاي بنفشه
عشق تو عين ياقوت سرخه و مي درخشه
نامه برات نوشتم روي گلاي لاله
راستي که داشتن تو براي من محاله
غصه هامو نوشتم روي گلاي پونه
هرچي بگي ميگم چشم ساده و بي بهونه
فرشته زميني ديوونتم ميبيني
گريه هامو نوشتم رو قطره هاي شبنم
ببين چه بد ميگذره بي تو به قلب مريم
واسه تو عاشقونه رو آسمون نوشتم
کارم گذشته از عشق من از جنون نوشتم
فرشته زميني ديوونتم ميبيني
نبودي زندگيمو تلخ و سياه کشيدم
تو رو همونجور که هست شبيه ماه کشيدم
با ترن سرنوشت پشت سرت دويدم
دور بودي خيلي اما آخر بهت رسيدم
گفتي اگه عاشقي همه بايد بدونن
تو نگي ? از تو چشمات فکر تو رو بخونن
فرشته زميني ديوونتم ميبيني
گفتي تمام دنيا بايد خبردار بشن
حتي اونا که مردن دوباره بيدار بشن
بندا رو پاره کردم ديوارا رو شکستم
از درياها گذشتم کنار تو نشستم
فرشته زميني ديوونتم ميبيني
دور چشاي نازت مات و ديوونه گشتم
از هرچي که عزيز بود به خاطرت گذشتم
عقلو دادم به دريا عاشقيشو دزديدم
ترس و فراري دادم نفس هاتو بوسيدم
فرشته زميني ديوونتم ميبيني
واسه حيات قلبت درخت بيد آوردم
تا تو بياي دنبالم اسب سفيد آوردم
روياهامو آوردم با طعم عشق پاييز
با تو ديگه بهشته ? نه تلخه نه غم انگيز
فرشته زميني ديوونتم ميبيني
آرزوهامو چيدم ? از رو درخت سبيم
کنار تو که باشم ? نه خستم نه غريبم
خاطره هاتو آروم لاي حرير پيچيدم
خدام اگه بخوادت تو رو بهش نميدم
سمفوني صداتو چيدم کنار بارون
بارون ديگه نباريد گم شد تو لحظه هامون
صداي ابريشمت جادوي رنگ و نوره
قصر قشنگ چشمات مرمريه ? بلوره
فرشته زميني ديوونتم ميبيني
ترانه هام تموم شد ? چيکار کنم عزيزم
قلبمو دادم به تو پس چي به پات بريزم
چشماتو وا کن گلم زندگيمو آوردم
براي اولين بار با داشتن تو بردم
فرشته زميني ديوونتم ميبيني
نگين انگشتر آسمون بلندي
عشق ترانه هامو يه وقتا مي پسندي
قصه ديوونگيم به کهکشون ميرسه
کار من از دست تو به يه جنون ميرسه
فرشته زميني ديوونتم ميبيني
سفيدي شوق برف ? اوج رو قله هايي
من اينجا پيش تو ام تو هم بگو کجايي
ماه نگات بتابه چشمامو وا مي کنم
فقط واسه من بخون دارم نگا ميکنم
عين صليب و معبد عزيزي و مقدس
اسم تو رو آوردن مشکله اما ساده س
واسه به تو رسيدن يکي شد آسون و سخت
وقتي تو مال من شي دنيا داره يه خوشبخت
فرشته زميني ديوونتم ميبيني
شاعر:مریم حیدرزاده
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 8:22  توسط shima
|
+ نوشته شده در شنبه پنجم شهریور 1390ساعت 9:3  توسط shima
|